غزل ۴۴۲
وزن غزل
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (ت تق ت تق | ت ت تق تق | ت تق ت تق | ت ت تق)
شرح غزل
مطلع غزل: به جان او که گرم دسترس به جان بودی کمینه پیشکش بندگانش آن بودی
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (ت تق ت تق | ت ت تق تق | ت تق ت تق | ت ت تق)
مطلع غزل: به جان او که گرم دسترس به جان بودی کمینه پیشکش بندگانش آن بودی