غزل ۴۰۵

وزن غزل

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (ت تق ت تق | ت ت تق تق | ت تق ت تق | ت ت تق)

شرح غزل

مطلع غزل: به جان پیر خرابات و حق صحبت او که نیست در سر من جز هوای خدمت او