غزل ۵۱

وزن غزل

فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (ت ت تق تق | ت ت تق تق | ت ت تق تق | ت ت تق)

شرح غزل

مطلع غزل: لَعْلِ سیرابِ به‌خون‌تشنه‌، لَبِ یارِ من است وَز پیِ دیدنِ او، دادنِ جان، کارِ من است